آخه تا به كي گلايه ؟! آخه تا به كي ميخواهي دست توي كثافت بكني و بگي اه اه اه بو ميده ! تا كي ميخواهي بشيني پيش دو تا خاله زنك و حرفهاي صد من يه غاز بشنوي و باور كني و زندگي خودتو زهر مار كني ؟ آخه تا به كي ميخواهي تنها فرهنگ بد ايرونيتو با تمام وجود و دودستي بچسبي و اينهمه خوبي و لذت دنيا و همنشيني رو به خاطر دو تا حرف اين و اون بريزي دور ؟ تا كي ؟ فكر ميكني عقل كلي ؟ فكر ميكني بقيه چه تعهدي نسبت به تو دارن كه بايد شادي و زندگيشون رو بيخيال بشن بشينن با تو غصه هاي ساختگي تورو بخورن ! نه عزيز اينقدر همه خودشون مشكل دارن كه ديگه چيزي براي خوردن غصه هاي تو نميمونه ! اگر هم لحظه اي همدردي ميكنن به خاطر احترام و ادبشونه و بس نه بيشتر ! حالا هي برو اينور بشين سه ساعت مخ طرف رو بريز تو فرغون و با بيل هم بزن، هي برو اونطرف مزخرف بگو و مزخرف بشنو ! آخرشم برو بشين تك و تنها تو اتاقت زار زار گريه كن ! تا ابد !

يادمه يه روز وقتي مريم اومد ازم پرسيد كه ميخواهي بدوني براي چي رفتم و شروع كنه به همون حرفهاي چرت و بي بنيادي كه يه عمره دارم ازش فرار ميكنم در جوابش با تمام حس كنجكاوي كه هنوز داره قلقلكم ميده ، محكم ايستادم و گفتم : مهم اين بود كه رفتي ، چراش ديگه واسم مهم نيست ! و اون براي هميشه رفت بدون اينكه بدونم چرا دوستي پنج ساله داغ تينيجريمون رو كه خيليها روش قسم ميخوردن به اين راحتي نابود كرد !

هنوزم ميگم من با شفاف سازي هر موضوعي كاملن موافقم ولي هرگز نميخواهم نفر اولي باشم كه پته همه و از جمله خودم رو ميريزم روي آب ! هر كس هر مشكلي داره بنويسه ! اما من ديگه حالم از گلايه ها كه تو چرا اين كارو كردي چرا اينو نكردي به هم ميخوره و همينطور هم از آدمهاي فتنه و دروغگو كه از اين آب گل آلود ميخواهن ماهي هم بگيرن !

 

پ.ن: من اگه دعوتت كردم براي تولدم غلط كردم خوب حرفمو پس ميگيرم راضي شدي ؟!

پ.ن: به ترانه روي وبلاگ من گوش كنيد شايد .... !

پ.ن: آني عشق و عسله ! آني نديده هم جيگر عمو پدرامه !