ابر دل پوسيده و داغدار اين سالها تاب رسيدن به شب را نياورد و در بيست و هشتمين روز نوامبر رعدي بيصدا بر آورد و بغضش در حنجره زمان تركيد و باريد و همچون من رها گشت از اسارت حلقه اي پوسيده بر فراسوي چرخهاي تقدير و شايد شياطين سرخ شراب و صداقت و نگاهي عاشقانه و آتشين دل آسمان به درد آورد اما هر چه بود باريد، درست همان شبي كه ميخواستم ببارد تا من هم ببارم ، اما نباريدم و تنها بغض خستگيهايم را با جامي سرختر از زندگي فرونشاندم !
شكر از كه به پا دارم و تشكر از چه فرياد كنم ، از لطف تمامي شما بيدلان شب انگيز و عاشقان بي رويا در غايت همدلي و نهايت مهرباني كه ستاره هاي بي بديل قلبهايتان را برايم هديه آورديد و هم پياله ام شديد در رقص باران نوامبر، و مادرم كه هميشه عاشقانه ترين بوده و دل در دلش تا ابد در گرهي كور تابيده و تنها ياور و دوست خوبم نرجس عزيز كه مديريت فكري و كاري و ... كه چه زيبا از عهده اش برآمد ؛؛ با اينهمه خستگي از جبر زمانه ؛؛ بر دوش كشيد و مرا تا هميشه شرمنده اينهمه لطف و محبتش كرد و ناملايمات كوته دلان را به جان خريد و دم نزد تا شهد شيرين باران نوامبر ماندگار بماند و تلخيها را در كوله اي ريخت و با خود برد و حتي كلامي به ما نميگويد تا در تب بسوزد و به تنهايي در سفره خستگيهايش بريزد و تنها ميهمانش خودش باشد و دل ... ! شايد قابل شنيدن هم نيستيم !
يافتن دوستان خوب كاري بس سخت است و پايداري اين دوستيها بس عظيمتر ، من تا نيمه راه رفته ام و دوستاني از گل بهتر يافته ام. باشد كه صداقت من شما را نيازارد و نگاه خيس من دلي را برنتابد، به اميد ديدار دوباره تان پرپر ميزنم .
آن شب با گرماي شراب در افكارم خوابيدم و ببركم را تا صبح در آغوش كشيدم و گلهاي بي پايانم را در حنجره تك تك دوستان به گوش سپردم و تنها چشمانم را بستم تا نگاهتان را در دلم محبوس دارم ، خرسك مهربانم تا صبح كنار تختم ايستاد و بوي عطر نوشته هاي غزال نازنينم را در دست داشت و مدهوشم كرده بود از اينهمه ناز ! اما دست نوشته اي عزيز در اين ميان گم شد ! شايد ميان ابرهاي نوامبر و شايد ميان بوسه اي ... !
تو از ستاره آمدي بر اين دل نذار من
تو از سكوت پر شدي در آخرين نگاه من
و بوسه هاي من هنوز
به طعم دستهاي تو
دلم چه خوب ميبري
در آتش سلام خود
سلام من به زندگي
دوباره ها دوباره ها
گل شراب كاغذي
ميان طلق بوسه ها
دلم اسير بوسه اي
كه بر نگاه تو نشست
خطر نميكنم دگر
كه بر دل تو بگذرم
شايد كه سيب سرنوشت
نخواهدت
نخواهدم

