... ديدم سه چهار تا پونه

 

رفتم پونه بچينم

ديدم كه خواب ميبينم

 

رفتم پيش ستاره

گفتم آهاي ستاره دلم اهل بهاره

صبح تا به شب ميباره

گفتم آهاي ستاره ديدي دل بيچاره

تو هفتا آسمونم نداره يك ستاره

گفتم آهاي ستاره چشمك بزن دوباره

بكن تو يك اشاره كه دردم ، دارو داره

گفتم آهاي ستاره سقف دلم هواره

ميخواهد تا صبح بباره

 

رفتم كه آرومش كنم

از عشق پشيمونش كنم

 

ديدم كه كارم زاره

اشكهام مثل آبشاره

 

رفتم كه ديونه بشم

اسير ميخونه بشم

ديدم كه توي جامم

چيز عجيبي دارم

رفتم كه بيمار بشم

باز عاشق يار بشم

ديدم كه يار ندارم

تنها، با حالي زارم

 

رفتم پيش ستاره

ديدم كه جون نداره

 

اون دور دورهاي دنيا

ديدم يه نور تنها

 

گفتم آهاي ستاره

تنها شدي دوباره

حال تو هم خرابه

با من بخون با ناله

رفتم به سوي خونه

ديدم سه چهار تا پونه

 

رفتم پونه بچينم

ديدم كه خواب ميبينم ...

پ.ن: مهرت را مينوشم تا انتهاي جام بي انتهايت تا همانجايي كه ديگر جايي نيست بالهاي پريدنم را گشوده تقديم مستانه هايت ميكنم.