هركجا هستم، باشم،  آسمان مال من است ! پنجره فكر، هوا، عشق، زمين، مال من است. زير باران بايد رفت، چشمانم دوباره بارانيست، بالهايت را باز كرده اي، قلبت  را نازنين ، دوستت دارم،  چشمهايم را شسته ام، بارها ، هر جور ديدمت همان بودي، فكر و خاطره را زير باران بردم، شستم، آلوده چشمانت شدم، هر كجا هستم باشم، آسمانم تنها ابرهاي خيالت را ميبينند، اما مال من نيست، پنجره مال من است، هواي بيرون پنجره خنك است و چشم نواز، چشمانم ميسوزد، فكر من، مال من نيست، عشق تو مال من است!

چي ميشد كه غصه قصه من، توي اين هواي خيس ، اينهمه پريشوني، تن دلداده من، چشم باروني و خيس، تو نگاه پنجره، تو تموم آسمون، يه دونه ابر سپيد، يه دوتا چشم قشنگ، منو برد تو آسمون، تو هواي فكر تو، با تو آفتابي ميشه، گلدونهاي عشق تو، تو نگام يه پنجره، يه افق آتش خيس، يه قلندر، يه طلسم، يه محبت بزرگ ! توي دستهاي تو يخ واسه اين همه تبم، داغ و بد مست شبم، بي حضور چشم تو، يه بخارم يه شبم، شبنم دست تو رو توي رويا ميديدم، تو حضور بغض باد، تو سياهي دلم، يه شقايق ميديدم، هميشه سياهي بود، هميشه تباهي بود، آخه اميد چشات، برقي تو سياهي بود.

 توي دفتر دلم من دو تا خط كشيدم كه نميرسن به هم، دور چشمهاي تو هم خط قرمز كشيدم، تا فراموشت كنم، مثل قلبم تا ابد. ديگه بارون نميخواهم، بغض  و درد تو گلوم، ديگه صبري ندارم، واسه رفتن تو ! تو برو كه تا ابد، رنگ حسرت به دلم، تو برو عزيز دل، انگاري مزاحمم يا زيادي عاشقم.

 

پ.ن: واسه رفتن تو دل ديگه صبري نداره، مستانه بي مستانه، پس چرا آخر  نداره !

پ.ن: اگه يه روز ساعت هفت كه ميشه، انتظاري نباشه، چشم دل براه نباشه، اميدي نباشه، اگه يه روز هيچي نباشه، تنها صداي پاي اشكهام  باشه، ميخواهم اونروز نباشه !

پ.ن: اميد جون ميگفت، از مهريه مهمتر قسطي كردن اون شاخ نباته ! آخه خيلي سخته شاخ به اون قلنبه سلمبه اي رو خوردن ! فكر ميكنم تموم نگرانيش از ازدواج همين شاخ نباته وگرنه تا حالا شونصد تا زن گرفته بود در ضمن تاج استقلال همچنان در صدر ميدرخشه!