تو رو هيچ وقت گم نكردم
تورو هيچ جا، جا نذاشتم
اگه سوختم، ولي موندم
رو چشات يه خونه ساختم

هميشه ها بر نگاه خود مانده بودم كه چگونه از نگاه تو رانده بودم ، غافل از اينكه تو هم در نگاه من مانده بودي كه چرا در نگاهت نمانده بودم !

اگه شسته بود نگاتو
اشكهاي بارون خسته
ميگرفتم رد پاتو از ستاره تا ستاره
تو ولي هيچ جا نبودي
تورو هيچ جا، جا نذاشتم
تو اصلن پيدا نبودي
طرح مرگو رو تنم بي تو كشيدم

با تموم مرگي كه گرفتم، كه درمونش جز مستي نيست، بالاخره جوابمو گرفتم ! عزيز دل وقتي تو نفس ميكشي، بوي نفسهاتو از همينجا حس ميكنم، و فقط فكر كردن به همون نفسهاست كه اجازه نفس كشيدن بهم ميده!

قصتو من مينويسم
هي نگو اين سرنوشته
بي تو بودن اوج تلخي
موندنت اوج بهشته

آخه يكي نيست بگه مگه از آينده چيزي معلومه، منم كه عادت دارم هميشه آخر بازي تنها بمونم، ايندفه كه از هميشه ها جالبتره از اولش تنهام ! اما اين تنهايي رو به جون خريدم كه چي ! خودمو از بوسيدن دستاش محروم كردم كه چي ؟ بوي عطر گيسوانش را بر نوازش دستانم حرام كردم كه چي ! توي دستهام گل كوير كاشتم كه چيو ثابت كنم ! روياي ديدن هر روز و هر روزش رو ممنوع كرم خوب براي چي ؟ شايد اين ممنوعيت تا ابد ادامه داشته باشه، اين مهم نيست، فقط خواستم بگم همه جوره هستم، بودنم فقط واسه اين چند روز خوشي نيست، من دربدر يه عشق آسموني ام كه ميگن ديگه نيست، ميگن مجنون همون يكي بود ! ميگن  فرهاد ديگه تبرش شكسته !  اما اگه يكي بخواهد دوباره تبر شكسته فرهاد رو دستش بگيره، كي هست كه كمكش كنه ! كي باور مي كنه !  حالا اگه تو اون عشق آسموني نبودي،  ديگه هيشكي نيست، ديگه آخر خطه ! فقط مولاست كه ميتونه مثل هميشه منو مجذوب كنه ! مثل هميشه ! مثل ابد ! مثل تصميم سخت من!
باش ، بودنت هست من است و هستي تو نفس هاي من !

بارها گفته ام و باز همي گويم باز
كه به جز تو نتوان چشم به چشمي انداخت
يا كه بر دست لطيفان دگر، بوسه اي نتوان يافت
باز گويم كه دگر نتوان گفت
اينهمه عشق و دل و احساسم
كه به يكباره به پاي تو نهاد
پس نگيرم ندهم مفت به اين آساني
تو بريز اينهمه شك هايت دور
تو به اين قلب كه ايمان داري
پس دگر خدعه نگيرندت كار
دل عاشق، دل ساده، دل من
گر تو هم باز روي  باز نيايي بر ما
به همان چشم تو و نقش و نگار
دل خود خوش دارد
تو مپرس از من باز
كه دلم ميشكند
تا تو باشي بر پا
حرف عاشق برجاست
باز يك دم نروم از يادت
باز بر آمدنت دير نكن
قسم آن شه مولا حيدر
تو بگو بر جايي
دل ما را درياب


اگه حس شبي غمگين خونه ميكرد توي چشمات
مثل آفتاب ميشدم من ، ميتابيدم روي شبهات

پ.ن:(7,042,202 bytes) تو عمرم همچين فايلي دانلود نكرده بودم !
پ.ن: هميشه آخرين سئوال اولين خواهش زندگيه !
پ.ن: حالا اوني که هيچ جا گم نشده فقط پيدا نيست رو چه جوري ميشه پيدا کرد ؟

خوشم مياد کامنت هم رفته زير علامت سئوال !

 

پرسيدم: هستی ؟