از دوستاني كه اين مطالب را پي گيري ميكنند و ميخوانند به خاطر تاخيري كه در نوشتن داشتم عذر ميخواهم و طبق معمول بهانه هميشگي گرفتاري !
امروز ميخواهم از روند شكل گيري تغيير و شناخت جهان واقعي برايتون بگم . براي اينكار ابتدا بايد در محيط جديدي قرار بگيريم و سپس سعي كنيم رفتارمون را تغيير بدهيم شايد براي خيلي ها رفتارمون مصنوعي و يا عجيب باشه، اما بدونيد كه اگر قادر به تغييري باشيد كه ديگران متوجه اون بشن يعني گام درستي برداشته ايد. سپس با تكرار رفتار در خود توانمندي اون عمل رو بوجود مياريم، اما اين هرگز كافي نيست چون بايد به باور اون برسيم كه ما به توانمندي رسيديم بعد از مدتي اين باور جزء هويت شخصيت ما قرار ميگيره ، اما باز هم ممكنه اين هويت بر اثر حادثه اي برامون بي ارزش ببشه كه با تمرين هايي كه در زندگي خواهيم كرد توانمدي بدست اومده مون رو كه حالا جزئي از هويتمون شده جز معنوي يا فلسفه زندگيمون قرار ميدهيم كه ديگه با طوفان حوادث هم تكون نميخوره !
تا حالا به اين فكر كردين كه چيزي كه در اطرافمون ميبينيم و دنيايي كه باهاش در تماسيم شايد دنياي واقعي نباشه و تنها يه جهان مجازي باشه كه ما براي خودمون ساختيم و داريم باهاش كلنجار ميريم ؟
چو پرده فرو افتد نه تو ماني و نه من
ما با جهان واقعي در تماس نيستم بلكه از آن نقشه اي داريم بنابر اين ما طبق نقشه عمل ميكنيم و طبق نقشه جواب ميگيريم .
نقشه در اين فرضيه ميتونه چي باشه ؟ نقشه در واقع از ابعاد ، مسير ، هدف ، جهت ، مقياس ، نشانه و ... تشكيل شده است و در اين فرضيه و جهان واقعي همين نقشه اي كه ما در دست داريم جهتي را كه نقشه نشانمان ميدهد به سوي همان هدفي كه نقشه ما مشخص كرده حركت خواهيم كرد و در صورتيكه نقشه مان را تغيير ندهيم هرگز به چيز ديگري دست پيدا نخواهيم كرد . حالا اين سئوال پيش مياد كه خوب اين نقشه رو ما از كجا آورديم يا كي به ما داده ؟
ميتونيم ددر اين رابطه به مدلهاي فكري بعنوان مهمترين مورد اشاره كنيم كه شامل شيوه هاي نگاه ، تحليل و استنتاج ميشه نام ببريم و اين نقشه ها هستند كه شناخت را رقم ميزنند.و موضوعاتي كه در شكل گيري نقشه ذهني ما اثر مي گذارند از موارد زير تشكيل شده اند :
1. محيط 2. تجربيات 3. دانش 4. فرهنگ 5. نيازها 6. شرايط اجتماعي 7. شرايط جهاني 8. تكنولوژي 9. معماري خانه 10. جنسيت 11. شخصيت هاي مهم زندگي 12. والدين 13. معلم 14. دوستان 15. همسر 16. رئيس 17. اتوريته ها
خوب حالا ميدونيم كه يه نقشه دستمونه و داريم طبق اون نقشه زندگي ميكنيم . شايد شما هم تا حالا براتون پيش اومده باشه كه بخواهيد يه كاري بكنيد اما باور داشته باشيد كه امكان پذير نيست ؟ مثلا ميخواهيد يه جايي استخدام بشيد و براي پر كردن فرم يا مصاحبه به اون مكان حركت ميكنيد باورتان داد ميزنه كه نه نميشه و به نتيجه نميرسيد اما حركت ميكنيد هر كس را كه از آشنايان ملاقات كنيد و موضوع را برايش ميگوييد با اين حس و تصور شكست از رفتن خواهيد گفت تمام راه را به اين مي انديشيد كه امكان موفقيت نيست به آنجا ميرسيد با همان باور داخل ميشويد و هنگاميكه بهر دليل از پذيرش شما خودداري كردند با حس پيروزمندانه اي پيش دوستانتان تعريف ميكنيد كه من ميدونستم نميشه ديدي گفتم و لبخندي از موفقيت بر لبانتان نقش بسته است !
در واقع نقشه اي كه در دستتان بود هدف نرسيدن و پيروز نشدن در آن نوشته شده بود و با رسيدن به هدف نقشه مطمئنا اين موفقيتي مجازي است كه با جهان واقعي در ارتباطي مجازي قرار دارد.
اين نرسيدن و ناموفقيت خوراكي ذهني است كه ما براي خودمان تهيه ميكنيم و هميشه آنرا ميخوريم خوراكي مسموم از رفتارهاي مسموم ديگران .
وقتي كل زندگي از خوراك مسموم استفاده كني و هميشه به چيزهايي كه ميخواهي نرسي و از زندگيت راضي نباشي مرگ خيلي برايت سخته ، اگه يه لباس نو داشته باشي كه هنوز ازش زياد استفاده نكرده باشي و اون لباس ناگهان پاره بشه خيلي برايت سخته و ناراحت كننده اما اگه كهنه باشه ... مرگ پارگي زندگي كه هنوز ازش استفاده نكردي .
خوراك ذهني ما به دو صورت در دسترسمون قرار ميگيره بصورت صوتي و تصويري .
در خوراكهاي مسموم صوتي سرزنش ها و بي اعتمادي ها جلوهه گر ترين هستند و در تصويري ها آسيب ها و نگراني ها و عدم لذت ها هستند كه در اولي فقدان آرامش و در دومي افسردگي ايجاد ميكنند.
پلاس كهنه انديشه را دور بايد انداخت
زمان بر مغز و پوست كهنگي ميتازد امروز
چه كم داريم منو تو از درخت و سنگ بي مغز زمين اي دوست
بنگر بنگر زمين هم پوست مي اندازد امروز
پلاس كهنه انديشه را دور بايد انداخت
Mad
