بعضي ها غذاي مسموم گذشته و يا آينده را ميخورند ! اونهايي كه مال گذشته را ميخورند مثل خيلي از نزديكان من كه واقعا اين موضوع برايم ملموس بود و غير قابل باور ! يادم مياد با يه بنده خدا صحبت كه ميكردم دريچه اي كه براي گله ها و درد و دلش باز ميشد بدينطريق كه ميديدم حسابي گرفته است علتشو ميخواستم تا بتونم راهنماييش كنم يا شايد با گوش كردن به حرفهاش كمي غم رو از رو دلش بردارم و تو دلتنگيها باهاش شريك بشم . اما هنگامي كه شروع ميكرد ميديدم از ماجراي دو يا سه هفته پيش و يا شايدم چند ماه پيش ناراحته و هنوز نتونسته با اون موضوع كنار بياد ازش بارها ميخواستم كه موضوع ناراحتي هر روز را همون روز بيان كند تا جايي براي تامل داشته باشه اما اون عادت داشت كه غذاهاي ناراحت كننده را جمع كنه و وقتي حسابي خراب و مسموم شد اونهارو بخوره ! خيلي جالب بود حرفي كه ميتونست دو هفته پيش با گفته شدن تموم بشه و يا شايد طوري حل بشه كه خوشحالي هم بوجود بياره نگه ميداشت تا دوهفته رويش فكر ميكرد مسمومش ميكرد و بعد با ولع ميخورد و دوست داشت كه منم از اون غذا بخورم كه با مخافت من در خوردن اين جور حرفها روبرو ميشد.
از اون جالبتر اونهايي هستند كه غذاي مسموم آينده را ميخورند ! پدر و مادر دلسوزي هنگامي كه پسرشون هنوز در مقطع راهنمايي تحصيل ميكنه با افسوس ميگن آخرش چه فايده داره من ميدونم كه تو اگر ليسانس هم بگيري كار نميتوني گير بياري و از الان نقشه ده سال بعد رو طراحي ميكنند و دست فرزندشون ميدهند و وقتي هم كه اين اتفاق ميفته با افتخار ميگن من ده سال پيش اين موضوع رو ميگفتم !
حالا ما ميخواهيم خوراك ذهني خودمونو تغيير بدهيم و يه خوراك ذهني خوب تهيه كنيم .
اميد ، شادي ، حركت ، انرژي ، عشق ، لذت ، اعتماد ، دوستي
بايد به بلوغ برسيم تا بتونيم به خودسازي دست پيدا كنيم انسان بالغ ويژگيهاي جذاب يك موضوع رو ميبينه مثل عشق و انسان نابالغ ويژگيهاي غير جذاب اون رو مثل نفرت .
ناخودآگاه انسان از عوامل نقشه ها شكل ميگيره كه با هوشياري و اطلاعات تازه و انتخاب شده ميشه به اون هدف داد و نقشه اي خوب رو براي زندگي در دست گرفت. بلوغ ميگه من مسئول زندگي خودم هستم و چيزي كه منو افسرده ميكنه پاكش ميكنم اون چيزي كه باعث سلب آرامشم ميشه از بين ميبرم. شايد تجربه ناموفق باعث يه ترس هميشگي براي ما بشه و يا حتي دوستان ما ناخودآگاه آرامش را از ما بگيرند و يا تفكر خودمون اين غذاي مسموم رو هميشه در اختيارمون بذاره ما ميتونيم اطلاعات تازه و منتخب خودمون را جانشين خوراك مسموم بكنيم مثلا موقعي كه در اتوبوس نشستيم و مسير طولاني را طي ميكنيم براحتي ميتونيم شروع به خوردن غذاهاي مسموم توي ذهنمون بكنيم و يا با يه حركت نو و باز كردن يه كتاب خوب خوراكي تازه و منتخب به ذهنمون بدهيم. خوراك سالم ميتونه : كتاب ، كلاس ، نوار ، دوستان خوب ، مطالب جالب ، تفكرات آينده نگر ، تفريح ، تعريف طنز ، نشستن پاي خاطرات آدمهاي جالب ، پيدا كردن سي دي جالب و .... باشه كه همگي اگر هم نتونن خوراك خوشمزه اي باشن لااقل مجال خوردن غذاهاي مسموم هميشگي رو به ما نميدن .
ميدونيد ميشه عشق رو چه جوري معني كرد ؟
ع = علاقه ، ش = شدت ، ق = قلب يا همون شدت علاقه قلبي شما ميتونيد عمق علاقه خودتون را به هر كس به تفكر بنشينيد و يك هفته با خوردن زيباترين واژه هاي عاطفه به دوست داشتن بيانديشيد و عاشق بمانيد و جوان !
از اين به بعد سعي كنيد با انسانهاي موفق گفتگو و رابطه داشته باشيد. صبح قبل از هر كار يك صفحه كتاب پر انرژي بخونيد و همينطور شب قبل از خواب براي زمان تردد خود در شهر سوژه هاي فكري را خودتان انتخاب كنيد و به راه حل ها بيانديشيد نه مشكلات سعي كنيد لا اقل براي يك هفته غر نزنيد و گله نكنيد.
Mad
