راستش بعضي ها ميگن ديونه اي بعضي ها ميگن آدم نميشي  بعضي ها بدون توجه به اوضاع و احوال آدم ميخواهن باهات حرف بزنن و تو فقط سنگ صبورشون باشي بدون اينكه به يك كلمه از حرفهات درست گوش بدهند بعضي ها ميرن محله هاي ديگه گرد و خاك ميكنن دق و دليشونو سر من خالي ميكنن بعضي ها با خودشون درگيرن نميدونن چي ميخواهن نميدونن كي هستن نميدونن براي چي هستم ميان به من ميگن تو مشكل داري ! همه دنيا ميخواهن مشكلاتشونو از تو چشمهاي من بخونن ! برادر من خواهر من خوش تيپ آقايون ، خوشگل خانومها بيخيال من بشين، من چيكاره بيدم ! من نخواهم آدم بشم بايد كيو ببينم ؟ من بخواهم همينطوري ديونه بمونم و همينطوري فلسفه پر و پيمون دار ديونه گيهامو دوست داشته باشم بايد چيكار كنم ؟ چقدر بايد بگم گنده تر از شما هم نتونستن منو آدم كنن ! اون يكي ميخواهد منو عاقل كنه اين يكي ميخواهد ادب يادم بده اون يكي ديگه ميخواهد خوشي هاي دنيا رو نشونم بده ! من خودم آخرشم اند اند ديونه هام ، هر كاري بگي تو عالم هست من كردم ، به قولي يه دور كيلومتر صفر كردم دفه دومه ! من عاشقم ، من ديونه ام ، من زن دارم ، من زن ندارم ، من دوست دختر دارم ، من درسا دارم ، من همه چي دارم ، من هيچي ندارم ، من منتظر مرگم ، من در اوج لذتم ، من خودمم ، من پدرامم ، من منم ، چي كار كنم كه همينم ؟  من ببرم ، من آتشم ، من تيرم ، من كمانم ، من هوارم ، من ديوارم ، من آوارم ، من مهربانم ، من وحشي ام ، اما هر چيز نباشم و هر چيز هستم تنها چيزي كه هستم و هميشه بودم انسان بودنه . انساني با تمام عادتهاي ديروز و منطق امروز و ياغيگريهاي فردا !

چقدر من ؟!