توبه كردم كه دگر يار نگيرم هرگز
تا به نيش ترسرنيزه شيطان نشوم
تا تحدب نشود بر خط لبهايم صاف
تا به جادو نشود تار همه ايامم


رفت ايام و فراموش نمودم توبه
به سر تير بلا باز گرفتار شدم
بگرفتند نشانش به دل تنهايم
بگرفتم به گلي راز كلام نازش


بزد آتش به دلم آن دل دنيا بينش
آتش خرمن افكارش ويرانش كرد
وه چه زيبا شده بود ويرانش كرد
مادر جهل و اقوام حسود آبادش


Have you ever been alone
No it’s better to say
Have you ever feeling lonely
Don’t let me go
Don’t cry that night
Just run & make nice memories of dreams
We two
Don’t let me go
Don’t cry that night
But I’ll cry babe … not for you not for me just know that I’ll cry.